عادت

به دلتنگی، به تنها بودن، به دلواپسی و دوری عزیزام، به برباد رفتن آرزوهام، به تغییر رفتار آدما، به برخلاف عقیده و میل خودم رفتار کردن ،به گذاشتن یه نقاب روی صورتم، به سانسور کردن خودم عادت کردم.
به برآورده نشدن نیازای روحم عادت کردم.
به آنالیز کردن خودم توسط دیگران، به صحبت نکردن راجع به چیزایی که عذابم میدن ،به شنیدن اینکه دیگران می گن چقدر عوض شدی، عادت کردم.
به اوضاع جدید زندگیم، حتی به سردرد میگرنیم عادت کردم.
حتی به لبخند زدن هم عادت کردم.
من به ...
من کلا به همه چی خوب عادت می کنم.
زندگی عادت شده یا من خوب معتادیم؟!
به جای ... میتونم n تا جمله دیگه بذارم! به قول ابی به تو عادت کرده بودم...

 

/ 0 نظر / 3 بازدید